WhatsUpIran Logo

BAHRAM BAYZAI بهرام بیضایی


Bahram Bayzai is an Iranian film director, theatre director, screenwriter, playwright, film editor, producer, and researcher. Bahram Bayzai is the son of the poet Ostad Nematollah Bayzai (best known by his literary pseudonym Zokai Bayzai). The celebrated poet Adib Ali Bayzai, considered as one of the most profound poets of the twentieth-century Iran, is Bahram Bayzai's paternal uncle. Bahram Bayzai's paternal grandfather, Mirza Mohammad-Reza Arani (Ebn Ruh), and paternal great-grandfather, Mollah Mohammad-Faqih Arani (Ruh ol-Amin), were also renown poets.

Bayzai is part of a generation of filmmakers in the Iranian New Wave, a Persian cinema movement that started in the late 1960s and includes other pioneering directors such as Abbas Kiarostami, Forough Farrokhzad, Sohrab Shahid Saless, and Parviz Kimiavi. The filmmakers share many common techniques including the use of poetic dialog, references to traditional Persian art and culture and allegorical storytelling often dealing with political and philosophical issues.

Early career
Bayzai was interested in the arts from a very young age. In high school, Dar ol-Fonoun, he wrote two historical plays which went on to become his preferred method of writing. He studied literature at Tehran University, but started skipping school from around the age of 17 in order to go to movies which were becoming popular in Iran at a rapid pace. This only fed his hunger to learn more about the cinema of Iran and the visual arts.

At the age of 21 he did substantial research on the traditional Persian plays, Book of Kings (Shahname) and Ta'zieh and by 1961 he had already spent a great deal of time studying-and researching other ancient Persian and pre-Islamic culture and literature. This in turn led him to studying Eastern Theatre and traditional Iranian theatre and arts which would help him formulate a new non-western identity for Iranian theatre. He also became acquainted with Perisan painting. By late 1961 he had already published numerous articles in various arts and literary journals. In 1962 he made his first short film (4 minutes) in 8 mm format. In the next two years he wrote several plays and published "Theatre in Japan".

In the next eight or so years of his life throughout the early to late 1960s, Bayzai dedicated to writing in various publications about Eastern art and Persian literature enabled through his extensive study and also wrote a number of essays about Iranian cinema which later became the subject of one of his books. It is during this period he write the popular books which are often regarded as masterpieces; The Eight Voyage of Sinbad, Banquet, Serpant King, Dolls, The Story of the Hidden Moon and many more.

In 1968, Beyzai became one of the first people to join the Iranian Writer's Guild, a highly controversial organization in Iran in the face of censorship, known as the Kanun-e Nevisandegan-e-Iran.

Theatrical career and playwriting
Bayzai's early study and interest in drama and the theatre Less well-known is his early work as a dramatist. As a young man Bayzai had always been fascinated by the traditions of Iranian theatre, and this included the puppet theatre. His Seh Nemayesh Nameh-ye 'Arusaki ("Three Puppet Plays") was published in 1963, and The Marionettes was the first of these three plays. But for all that it is unmistakably based on the model of the traditional puppet theatre, The Marionettes is shaped by other traditions too.

It is the work of someone au fait with the work of Pirandello and the Theatre of the Absurd. In the 1960s plays by dramatists such as Beckett and Ionesco were often translated into the Persian language and performed in Iran soon after their premieres in the West). Drawing on these varied influences, Bayzai's play is a little-known master-piece of twentieth-century drama. The majority of his films such as Death of Yazdgerd have all been made into successful theatre/stage plays.

Cinematic career
In 1969 he began his film career by directing the short film Amoo Sibilou (Uncle Moustache)followed by Safar in 1970. Immediately after in 1971 he made his first feature film Ragbar ( Downpour ) which to this day is regarded by critics as one of the most successful Iranian films ever made. The successful film addresses the late Parviz Fannizadeh as its central character and protagonist..

Since then he has produced and directed 8 films including Stranger and the Fog (Gharibe va Meh) (1974), Ballad of Tara (Cherikeye Tara) (1980), Bashu, the Little Stranger (1986, released in 1989), Shāyad Vaghti Deegar (1988) and Travellers (Mosaferan) (1992). He has also written the screenplay to Rooz-e Vaghe'e (The Fateful Day) in 1995 and Fasl-e Panjom in 1996, whilst also editing Minoo Tower (Borj-e Minoo).

Cinematic style
He is known as the most intellectual and conspicuous “author” in Iranian cinema. The main theme of his works is the history and “crisis of identity” which is related to Iranian cultural and mythical symbols and paradigms.

Reception and criticism
Bayzai has made significant contribution to the development of the Cinema of Iran and theatre and is regarded as one of the influential directors and innovators of the Iranian New Wave movement of cinema. He is also considered as Iran’s most prominent screenwriter in terms of dramatic integrity of his works, many of which have been made into films.

However, despite the popularity of his films and his substantial knowledge of the arts, like other Iranian film directors such as Abbas Kiarostami, the Government of Iran has never supported his career, neither before nor after the 1979 Iranian Revolution. Even after some 20 years, his films such as Ballad of Tara (1980) and Death of Yazdgerd (1981) have never received a screening permit in Iran. Both films have been shelved because they are not in accordance with the Islamic code currently in operation in Iranian motion pictures. Even Bashu, the Little Stranger almost reached the same fate in 1986 due to the fact the subject content of the film about a little boy orphaned by his parents lost in war. The film was only legalized after the end of the 1980-1988 Iran-Iraq War and was released in 1989.

بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر, نمایش‌نامه نویس, فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است. بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرده‌است. وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران است.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند. مژده شمسایی چهره پرداز و بازیگر همسر اوست.

بهرام بیضایی خانواده‌اش اهل کاشان و آن‌گونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد.

بیضایی در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی)بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد و مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.

فعالیت در سینما
فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ اندازی‌های بسیاری روبرو بوده‌است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد. او در کنار کارگردانی سینما بزرگترین فیلمنامه نویس سینمای ایران نیز به شمار می‌رود. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ در حال تولید می‌باشد.

فعالیت در تئاتر
بهرام بیضایی یکی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم در صحنه تئاتر کارنامه‌ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینه تئاتر هم علاقه داشته و در سالهای دهه ۱۳۴۰ کتابهایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان تئاتر محسوب می‌شود. بهرام بیضایی نوشتن نقد، تحقیق و مطالب پراکنده درباره تئاتر و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و... را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه گذاران موج نوی نمایش نامه نویسی ایران می‌باشند. اجراهای صحنه‌ای او اغلب از تئاترهای پر مخاطب بوده‌اند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامه «کارنامه بنداربیدخش» نوشته خودش و «بانو آئویی» را به طور هم‌زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم‌نگاهی به قتل‌های زنجیره‌ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید.

در سالهایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند. وی همچنین در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاه را ندارد.


Sign in to post a comment
There is no comment yet.